"هنگامی که نیروی دامنه به ارمغان آورد و سرودهای ودایی های [i] (پاورقی) به هیمالیا منطقه در 8200 سال پیش، برخی از جوامع بشری در حال حاضر وجود داشته است. مردم آریایی حمله کرد و فتح هند [دوم] (پانویس)، آوردن سرودهای ودایی [III] (پاورقی) به منطقه.
وداها شده توسط آنها را یاد گرفته بودند، حفظ و رو به جلو انجام شفاهی برای 7000 سال قبل از اینکه به صورت کتبی متعهد شده است. در آن محدوده زمانی یکی از افسران نیروی اعزامی دامنه تجسم بر روی زمین به عنوان "ویشنو" [IV] (پانویس). او چند بار در ریگ-ودا. او در نظر گرفته شده است که هنوز هم به خدا باشد، توسط هندوها است. ویشنو در جنگ های مذهبی در برابر نیروهای "امپراتوری قدیمی" جنگیدند. او بسیار قادر و پرخاشگر است. می شود و همچنین به عنوان یک افسر بسیار موثر است که از آن زمان به بعد به وظایف دیگر در دامنه جابجا شده است.
کل این قسمت به عنوان یک حمله و شورش علیه پانتئون مصر نصب شده توسط مدیران "امپراتوری قدیمی" هماهنگ شد. مناقشه برای کمک به نوع بشر از عناصر کاشته تمدن کاذب است که تمرکز توجه بر روی بسیاری از "خدایان" و مراسم خرافی پرستش توسط کشیش که "مدیریت" آنها خواستار در نظر گرفته شده بود. این همه بخشی از دستکاری روانی "امپراتوری قدیمی" است برای مخفی کردن اعمال جنایتکارانه خود را برابر است BEs در زمین است.
روحانیت، یا نگهبانان زندان، برای کمک به تقویت این ایده است که یک فرد تنها بیولوژیکی بدن است و وجود روحانی جاویدان نیست مورد استفاده قرار گرفت. فرد هویت ندارد. افراد زندگی گذشته. [V] (پانویس) فرد هیچ قدرتی ندارد. فقط خدایان قدرت. و خدایان تدبیر کشیش که بین مردان و خدایان آنها در خدمت شفاعت. مردان برده دیکته کشیش که مجازات ابدی معنوی را تهدید می کند اگر مردان از آنها اطاعت نکن.
چه چیز دیگری که یک در سیاره زندان که در آن تمام زندانیان باید به فراموشی انتظار می رود، و خود کشیش زندانی هستند؟ دخالت نیروی دامنه بر روی زمین به طور کامل موفق نبوده است با توجه به راز ذهن کنترل بهره برداری از "امپراتوری قدیمی" است که همچنان ادامه دارد به کار است.
نبرد بین "امپراتوری قدیمی" نیروها و دامنه را از طریق فتح مذهبی برپا شد. بین سالهای 1500 پیش از میلاد و حدود 1200 پیش از میلاد، نیروهای دامنه اقدام به آموزش مفهوم از موجودی جاویدان معنوی و فردی، به موجودات، بر روی زمین است.
یکی از موارد منجر به سوء تفاهم بسیار غم انگیز است، سوء تعبیر و سوء استعمال از مفهوم. ایده این بود که از حق منحرف و کاربردی به این معنی است که فقط یکی وجود دارد، به جای حقیقت است که هر کس می شود! بدیهی است، این عدم درک ناخالص و عدم تمایل مطلق به عهده گرفتن قدرت خود بود.
"امپراتوری قدیمی" کشیش مدیریت فاسد مفهوم جاودانگی فردی به ایده ای است که تنها یک قدرت وجود دارد می باشد و هیچ کس دیگر است و یا مجاز باشد. بدیهی است، این کار "امپراتوری قدیمی" عملیات فراموشی است.
برای تدریس این مفهوم تغییر به موجوداتی که نمی خواهند به مسئول زندگی خود را از آن آسان است. بردگان چنین موجوداتی هستند. تا زمانی به عنوان یکی از انتخاب را به او واگذار مسئولیت ایجاد، وجود و پاسخگویی شخصی برای افکار و اعمال را به دیگران، یک برده است.
به عنوان یک نتیجه، مفهوم توحیدی تنها "خدا" بود و توسط بسیاری از خود پیامبران اعلام کرد، به عنوان رهبر یهودی برده ترویج - موسی - [VI] (پانویس) که در خانواده از آمنهوتپ سوم فرعون بزرگ شد [VII] (پاورقی) و پسرش، آخناتون [VIII] (پاورقی) و همسرش Nefertiti، [IX] (پانویس) و همچنین به عنوان Tutankhamen پسرش. [] (پاورقی)
تلاش برای تدریس موجودات خاصی بر روی زمین واقعیت این است که آنها، خود، IS-BEs، بخشی از برنامه ریزی برای سرنگونی داستانی، استعاری، تجهیزات و ارایش کامل انسان از خدایان ایجاد شده توسط "امپراتوری قدیمی" فرقه رمز و راز به نام "برادران بود مار " [خی] (پاورقی) در مصر به عنوان کاهنان آمون شناخته شده است. [XII] (پاورقی) آنها بسیار باستانی، جامعه مخفی را در داخل "امپراتوری قدیمی" بود. "
- گزیده ای از متن راز بالا منتشر شده در کتاب بیگانه مصاحبه، ویرایش شده توسط لارنس R. اسپنسر
پانویسها و منابع:
های [i] "... سرودهای ودایی ...
وداها بسیار جامع متون مقدس هستند. هر ودا شامل چندین بخش و هزاران نفر از سرودهای است. برخی از سرودهای ودایی، به خصوص سرودهای ریگ ودا، حداقل 6000-8000 سال سن در نظر گرفته شود. وداها اعتقاد به متون مقدس وحیانی، زیرا آنها در نظر گرفته می شود در اصل الهی است. از آنجا که آنها هیچ انسان نوشته شده بود اما تنها در ایالات عمیق مراقبه شنیده شد، آنها عموما "کسانی که شنیده شد".
در اینجا یکی از معروف ترین سرودهای از وگا ریگ به :: سرود آفرینش "
"زمان پیش بینی شده است که جهان بود، نه تنها هرج و مرج آبکی (تاریکی،" غیر قابل تشخیص دریا) و نفس گرم کیهانی، که می تواند انگیزه زندگی می دهد. توجه کنید که چگونه تفکر را افزایش می دهد به میل (وقتی چیزی است که از آن می تواند پس از آن مورد نظر می شود) و تمایل لینک غیر (ما خواهان نیست، اما سپس سعی کنید آن را که در مورد آن است). با این حال، پروسه تمام شده است در پرده ای از رمز و راز پوشیده شده است.
از کجا خدایان در این طرح ایجاد می گنجد؟
غیر موجود نبود که در آن زمان موجود نبود. جو بود و نه از آسمان که فراتر نیست. چه پنهان بود؟ از کجا؟ که حفاظت از؟ در آن آب؟ ژرف مغاک؟
نه مرگ و نه جاودانگی وجود دارد پس از آن. تمایز روز و شب وجود ندارد. که به تنهایی windless توسط قدرت خود را تنفس. دیگر از آن هر چیز دیگری وجود دارد.
تاریکی تاریکی در ابتدا پنهان است. همه این دریا غیر قابل تشخیص بود. که می شود، که محصور در خلاء، که تنها از طریق قدرت گرما به دنیا آمد.
بر که تمایل به وجود آمد در ابتدا. این ترشحات برای اولین بار از اندیشه بود. عقل از سر فرزانگان کشف این لینک موجود وجود ندارد، پس از جستجو در قلب را با خرد است.
خط خود را [چشم انداز] در سراسر تمدید شد، آنچه در زیر، بالاتر بود؟ impregnators وجود دارد، قدرت وجود دارد: قدرت ذاتی زیر، انگیزه های بالا.
واقعا چه کسی می داند؟ که از انجا اعلام خواهد شد از آن به وجود آمد، از کجا این آفرینش؟ خدایان بعد از ایجاد این. چه کسی می داند، پس، از کجا به وجود آمده است؟
از کجا این بوده است به وجود آمده است که آیا آن ساخته شده بود نه او در بالاترین آسمان نقشه بردار آن است. مطمئنا او می داند، یا شاید او می داند. "
- مرجع: Wikipedia.org
[دوم] "... مردم آریایی ..."
"ودایی مدت آریا - در اولین attestations آن است به معنی" غریبه "، اما" بیگانه "را در معنای« مهمان بالقوه از یک خانواده نجیب "، sabhya" داشتن "واژگان زبان سانسکریت را تعریف آریا به عنوان mahākula kulīnārya." رفتار و رفتار ملایم و یا تصفیه شده "، sajjana" متولد شده و قابل احترام "، و sādhava" با فضیلت، محترم، یا عادل "است. آریا، عنوان و شرافت و اسم و احترام به افراد خاصی برای رفتار نجیب است.
نژاد آریایی یک اصطلاح در اوایل قرن 20th شده توسط نظریه پردازان اروپایی نژادی که به شدت در تقسیم بشریت به بیولوژیکی نژادها متمایز با خصوصیات متفاوت، معتقد بودند استفاده می شود. نویسندگان چنین معتقد بودند که دودمان های هند و اروپایی تشکیل یک مسابقه خاص که در سراسر بخش هایی از اروپا، ایران و بخش های کوچکی از شمال هندوستان گسترش یافته بود. این استفاده به سمت ادغام سانسکریت به معنای "نجیب" و یا "بالا" با ایده متمایز قومیت رفتاری و اجدادی مشخص شده توسط توزیع زبان است.
نازیسم به عنوان نژاد تنها قادر، و یا با علاقه در تفسیر خود را از "نژاد آریایی" به تصویر کشیده است، ایجاد و حفظ فرهنگ ها و تمدن ها، در حالی که نژاد های دیگر هستند تنها قادر به تبدیل، و یا تخریب فرهنگ است. این استدلال به دست آمده از سلسله مراتب در اواخر قرن نوزدهم نژادی. برخی از نازی ها همچنین توسط مادام Blavatsky، دکترین راز (1888) جایی که او ادعا "آریایی" را به عنوان پنجم از "نژادهای ریشه" او، قدمت آنها به حدود یک میلیون سال پیش، ردیابی آنها را به آتلانتیس مورد توجه قرار گرفته بود،
با توجه به استفاده از تاریخی نژادپرستانه آریایی، و به خصوص استفاده از نژاد آریایی در ارتباط با تبلیغات نازیسم، کلمه گاهی در غرب، در حال آلوده اجتناب کرد، در همان شیوه ای را به عنوان نماد صلیب شکسته. در حال حاضر، هند و ایران تنها کشورهایی هستند به استفاده از کلمه آریایی در فرقه های جمعیتی است. "
- مرجع: Wikipedia.org
[III] "... سرودهای ودایی ..."
واژه ودا به معنی "دانش، (مقدس) فرهنگ نژادی" در آغوش می کشد، بدن از نوشته های که منشاء آن نسبت داده شده است به وحی الهی (shruti، به معنای واقعی کلمه "شنیدن")، که پایه و اساس سیستم Brahmanical از باور دینی را تشکیل می دهند. این کانن مقدس را به سه یا (با توجه به طرح بعد) چهار مختصاتی مجموعه نیز به نام ودا تقسیم می شوند:
(I) ریگ ودا، و یا فرهنگ نژادی ستایش (سرودهای) (2) Samaveda، یا فرهنگ نژادی آهنگ (مناجات) (3) Yajurveda، و یا فرهنگ نژادی دعا (و یا فرمول های قربانی) و ( 4) Atharvaveda، یا فرهنگ نژادی Atharvans. هر یک از این چهار وداها در وهله نخست از مجموعه (samihita) از متون مقدس، بیشتر شاعرانه از طبیعت صمیمانه، به نام سرود. این کل بدن از متون (و به خصوص سه مجموعه) می شود و اغلب نیز به عنوان vidya trayi، و یا سه برابر عقل، سرودهای (rik)، لحن یا شعار (سامان) و نماز (yajus)، ودا چهارم اشاره شد، اگر در همه، در آن صورت با Rik طبقه بندی شده است. "
- مرجع: Wikipedia.org
[IV] "... ویشنو ..."
"ویشنو ثاقب جوهر همه موجودات است، استاد و فراتر از گذشته، حال و آینده، خالق و مهلک تمام موجودیت ها، پشتیبانی، حفظ و اداره جهان و سرچشمه و توسعه همه عناصر در داخل است. در ریگودا، ویشنو ذکر شده است 93 بار.
توضیح سنتی ششم نام سانسکریت SN تو شامل برابر ریشه، به معنی "برای حل و فصل، برای ورود به"، و یا "به پخش شدن"، و پسوند نو، ترجمه به حدود "ثاقب".
او نه آواتار، و یا "برداشت" (که) که در گذشته رخ داده است، هنوز به پایان کالی یوگا اتفاق می افتد. باگاواد گیتا اشاره به هدف خود را به عنوان پیروز شدن بر نیروهای منفی
- مرجع: Wikipedia.org
[V] "... گذشته زندگی می کند."
سناریو زندگی "گذشته" به طور خودکار infers "زندگی آینده" در زمینه عملیات سیاره فراموشی و زندان است. این به معنی این پدیده از تناسخ در جسم تازه
تناسخ به معنای واقعی کلمه "می شود ساخته شده گوشت دوباره"، یک دکترین یا عقیده متافیزیکی است که بخشی ضروری از زندگی بودن (در برخی از تغییرات تنها انسان) باقی مانده از مرگ دوباره متولد می شود در بدن جدید است. این بخش ضروری است که اغلب به عنوان روح یا روح، "بالاتر" و یا "خود" واقعی "جرقه الهی"، یا "من" می گویند. با توجه به اعتقادات از جمله، یک شخصیت جدید در طول هر زندگی در جهان فیزیکی توسعه یافته، اما بخشی از خود را در سراسر زندگی های پی در پی ثابت می ماند.
اعتقاد به تناسخ در جسم تازه یک پدیده کهن است. این دکترین اصل مرکزی در اکثریت هند، از سنت های دینی مانند آیین هندو (شامل یوگا، Vaishnavism، و Shaivism را)، Jainism و Sikhism است. این ایده نیز از سوی برخی از فیلسوفان یونان باستان سرگرم بود. بسیاری از کافران مدرن نیز در تناسخ باور دارم به عنوان برخی از جنبش های عصر جدید، همراه با پیروان با ارواح، پزشکان برخی از سنت های آفریقایی و دانشجویان فلسفه باطنی مانند کابالا، تصوف و عرفانی و رمزی مسیحیت. مفهوم بودایی از تولد دوباره اگر چه اغلب به عنوان تناسخ در جسم تازه متفاوت است به میزان قابل توجهی از سنت هندو مبتنی بر جنبش های عصر جدید است که در آن هیچ "خود" (یا روح جاودان) را به تجسم یا زندگی تازه دادن وجود دارد.
در طول دهه های اخیر، اقلیت قابل توجهی از مردم در غرب را توسعه داده اند اعتقاد به تناسخ در جسم تازه است. استثنا قابل توجه عبارتند از: هنری فورد و ژنرال جورج پاتون.
هنری فورد، او قبل از زندگی بود متقاعد شده بود، اخیرا به عنوان یک سرباز کشته شده در جنگ از Gettysburg. نقل قول از سان فرانسیسکو امتحان از 26 اوت، سال 1928 شرح داده شده اعتقادات فورد:
من تئوری تناسخ در جسم تازه را تصویب وقتی که من بیست و شش بود. دین ارائه هیچ چیز به نقطه است. حتی کار نمی تواند رضایت کامل به من بدهید. کار بیهوده است اگر ما می توانیم از تجربه ما در یک زندگی در آینده جمع آوری استفاده کنید. وقتی که من کشف تناسخ در جسم تازه از آن بود که اگر من یک برنامه جهانی متوجه شدم که فرصتی برای کار از ایده های من وجود دارد، پیدا کرده است. زمان بود که دیگر محدود است. من دیگر برده به دست ساعت است. جنیوس تجربه است. برخی به نظر می رسد فکر می کنم که آن را یک هدیه یا استعداد، بلکه آن است که میوه را از تجربه ای طولانی در زندگی بسیاری از. بعضی از آنها روح های قدیمی تر از دیگران، و به طوری که آنها بیشتر بدانید. کشف ذهن من از تناسخ در جسم تازه را در سهولت قرار داده است. اگر سابقه ای از این گفتگو را حفظ، نوشتن به طوری که آن را از ذهن مردان در سهولت قرار می دهد. من می خواهم برای برقراری ارتباط به دیگران آرامش که دیدگاه طولانی از زندگی به ما می دهد. "
ژنرال جرج اس پاتون مؤمن ثابت قدم در تناسخ در جسم تازه بود، و همراه با بسیاری از اعضای خانواده اش، اغلب ادعا کرد را دیده اند، رنگی، چشم انداز های واقعی از اجداد خود است. پاتون به طور خاص، معتقد بودند او را به عنوان تناسخ در جسم تازه از Carthaginian هانیبال بود.
ترین مجموعه مفصلی از گزارش های شخصی در نفع از تناسخ در جسم تازه شده توسط پروفسور یان استیونسن منتشر شده از دانشگاه ویرجینیا، در کتاب از جمله بیست و موارد مطرح از تناسخ در جسم تازه است.
استیونسون صرف بیش از 40 سال اختصاص داده شده به مطالعه کودکانی که ظاهرا در مورد زندگی گذشته سخن گفته است. در هر مورد، پروفسور استیونسن با متد مستند اظهارات کودک. سپس او را شناسایی فرد متوفی به کودک گفته می شود شناسایی و تایید حقایق زندگی فرد متوفی که حافظه کودک را همسان است. او همچنین birthmarks و نقص هنگام تولد به زخم ها و زخم بر روی مرحوم، تایید شده توسط سوابق پزشکی از جمله عکس کالبد شکافی با گروه مورد همسان شدند.
در یک مورد نسبتا معمولی، یک پسر در بیروت سخن گفت که یک مکانیک 25 ساله، از سرعت خودرو در جاده ساحلی به مرگ او پرتاب است. به گفته شاهدان چند پسر را فراهم نام راننده، محل دقیق سقوط، نام خواهران مکانیک است و پدر و مادر و عموزاده، و او رفت شکار با - همه از آن تبدیل خارج به مطابقت با زندگی مردی که چند سال جان خود را از دست داده اند قبل از اینکه پسر در آن متولد شد، و کسی که تا به حال هیچ ارتباط آشکار به خانواده پسر می باشد.
استیونسن معتقد است که روش های سختگیرانه خود را رد کرد، امکان «عادی» توضیح برای خاطرات کودک. با این حال، باید متذکر شد که اکثریت قابل توجهی از موارد گزارش شده پروفسور استیونسن از تناسخ در جسم تازه را در جوامع شرقی، که در آن ادیان غالب اغلب اجازه مفهوم تناسخ در جسم تازه را سرچشمه. به دنبال این نوع انتقاد، استیونسون به چاپ یک کتاب در مورد پرونده های مطرح اروپایی از تناسخ در جسم تازه است. "
- مرجع: Wikipedia.org
[VI] "... موسی ..."
گلوله توپ از خدا آخناتون و ای خدای بزرگ (پدر آسمانی)، آتن، با مته سوراخ نام Imram. در کتاب مقدس، موسی به عنوان پسر از Amram، معادل عبری می گویند.
نام خدای مصری آتن transliterates به Adon کلمه عبری است. Adon است که با چاپ کتاب انگلیسی به عنوان "خداوند" (و Adonai، ترجمه به عنوان "پروردگار من") ترجمه شده است همراه با یهوه (Yhwh) در کتاب مقدس به عنوان نام های شخصی منحصر به فرد از خدا استفاده می شود. علاوه بر این، در دوران باستان، نام یهوه (Yhwh)، نوشته شده بود اما هرگز سخن گفته است. هر گاه نام نوشته شده یهوه (Yhwh) بود به خواندن با صدای بلند، Adon (آتن) به جای ابراز شد. فرم نوشته شده است از Adon است نادر، با این حال، استفاده از محدود آن قابل توجهی به خصوص در 6 1 کتاب انجیل (ارسال تحت "خداوند" در تطابق جامع استرانگ)، که در آن از آن است که برای برنامه های کاربردی زیر را به تنهایی این سایت متعلق به: موسی آدرس خدا با استفاده از عنوان Adon / آتن (خروج 4:10،13، 5:22، 34:9، اعداد 14:17، تثنیه 3:23، 7:26، 10:17)، موسی، خود، هر دو توسط هارون خطاب (Ex.32: 22؛ Num.12: 11) و جاشوا (اعداد 11:28) با استفاده از Adon عنوان / آتن، و یوشع نیز مورد خطاب خدا با استفاده از / عنوان Adon، آتن (جاشوا 5:14 ب. 07:07 ) همانطور که در بالا ذکر شد است، رابطه برقرار شده بین ادبیات سلسله 18 مصر و کتاب مقدس وجود دارد. مزمور 104، ارایش سرود به آتن بود که توسط باستان شناسان در شهر Akhetaten است. "
http://www.domainofman.com/ankhemmaat/moses.html
"مکان های جدید و غیر از کتاب مقدس نظر موسی در دربار فرعون آخناتن به عنوان یک نجیب. تعداد قابل توجهی از محققان، از زیگموند فروید به جوزف کمپبل، نشان می دهد که موسی در مصر پس از مرگ آخناتن (حدود 1334 سال قبل از میلاد) ممکن است فرار کرده اند که بسیاری از اصلاحات توحیدی فرعون خشونت معکوس است. ایده های اصلی پشت این نظریه عبارتند از: مذهب توحیدی از آخناتون سلف ممکن است به توحید موسی "، و" نامه Amarna "، که توسط اشراف به آخناتون نوشته شده، که توصیف باند خوش آمدید" Habiru "حمله به سرزمین های مصر را در بین النهرین است. "
- مرجع: Wikipedia.org
[VII] "... آمنهوتپ سوم ..."
"سوم، آمنهوتپ به معنای آمون راضی نهمین فرعون از دودمان هجدهم بود. با توجه به نویسندگان مختلف، او از ژوئن 1391 BC-دسامبر 1353 پیش از میلاد یا ژوئن 1388 پیش از میلاد بر مصر حکومت دسامبر 1351 BC/1350 پیش از میلاد پس از فوت پدرش Thutmose IV. آمنهوتپ سوم پسر IV Thutmose توسط Mutemwia، یک زن جزئی از پدر آمنهوتپ بود. آمنهوتپ سوم دو پسر بزرگ سلطنتی همسر خود را Tiye، یک ملکه بزرگ شناخته شده از عنوان مولد توحید از طریق تاج شاهزاده Tuthmose که predeceased پدرش، و پسر دوم خود، آخناتون، که در نهایت او را موفق به تاج و تخت پدر است. "
- مرجع: Wikipedia.org
[VIII] "... آخناتن ..."
"آخناتن، به معنی روح موثر از آتن، اولین بار به عنوان آمنهوتپ چهارم (که گاهی اوقات به عنوان IV Amenophis و معنای آمون راضی خوانده شده) قبل از سال اول خود شناخته می شود، فرعون از دودمان هجدهم مصر بود. او به ویژه به خاطر تلاش برای وادار جمعیت مصر در پرستش توحیدی از آتن که اشاره شد، اگر چه شک و تردید به عنوان تا چه اندازه موفق او در این بود وجود دارد.
آمنهوتپ چهارم، پدر خود را پس از مرگ آمنهوتپ سوم در پایان سلطنت 38 ساله خود موفق شد، احتمالا بعد از مدت coregency بین هر دو از شماره 1 تا 2 یا 12 سال. تاریخ های پیشنهادی برای سلطنت آخناتون (موضوع را به بحث در اطراف مصر گاهشناسی) از 1353 سال قبل از میلاد - 1336 پیش از میلاد یا 1351 سال قبل از میلاد - همسر ارشد 1334 پیش از میلاد آخناتون Nefertiti بود.
مذهبی اصلاح او به نظر می رسد با تصمیم دن به جشن جشنواره SED را در خود سال 3 سلطنتی آغاز شده است - گام بسیار غیرعادی، پس از SED، جشنواره، نوعی سلطنتی جشن در نظر گرفته شده به تقویت قدرت الهی فرعون را از سلطنت، بود به طور سنتی برگزار شد در سی امین سال سلطنت فرعون است.
Year eight marked the beginning of construction on his new capital, Akhetaten ('Horizon of Aten'), at the site known today as Amarna. In the same year, Amenhotep IV officially changed his name to Akhenaten ('Effective Spirit of Aten') as evidence of his shifting religious perspective. Very soon afterward he centralized Egyptian religious practices in Akhenaten, though construction of the city seems to have continued for several more years. In honor of Aten, Akhenaten also oversaw the construction of some of the most massive temple complexes in ancient Egypt, including one at Karnak, close to the old temple of Amun. In these new temples, Aten was worshipped in the open sunlight, rather than in dark temple enclosures, as had been the previous custom. Akhenaten is also believed to have composed the Great Hymn to the Aten.
Initially, Akhenaten presented Aten as a variant of the familiar supreme deity Amun-Ra (itself the result of an earlier rise to prominence of the cult of Amun, resulting in Amun becoming merged with the sun god Ra), in an attempt to put his ideas in a familiar Egyptian religious context. However, by Year 9 of his reign Akhenaten declared that Aten was not merely the supreme god, but the only god, and that he, Akhenaten, was the only intermediary between Aten and his people. He ordered the defacing of Amun's temples throughout Egypt, and in a number of instances inscriptions of the plural 'gods' were also removed.
Aten's name is also written differently after Year 9, to emphasize the radicalism of the new regime, which included a ban on idols, with the exception of a rayed solar disc, in which the rays (commonly depicted ending in hands) appear to represent the unseen spirit of Aten, who by then was evidently considered not merely a sun god, but rather a universal deity. It is important to note, however, that representations of the Aten were always accompanied with a sort of “hieroglyphic footnote”, stating that the representation of the sun as All-encompassing Creator was to be taken as just that: a representation of something that, by its very nature as something transcending creation, cannot be fully or adequately represented by any one part of that creation.”
This Amarna period is also associated with a serious outbreak of a pandemic, possibly the plague, or polio, or perhaps the world's first recorded outbreak of influenza, which came from Egypt and spread throughout the Middle East, killing Suppiluliuma I, the Hittite King. Influenza is a disease associated with the close proximity of water fowl, pigs and humans, and its origin as a pandemic disease may be due to the development of agricultural systems that allow the mixing of these animals and their wastes.
Some of the first archaeological evidence for this agricultural system is during the Amarna period of Ancient Egypt, and the pandemic that followed this period throughout the Ancient Near East may have been the earliest recorded outbreak of influenza. However, the precise nature of this Egyptian plague remains unknown and Asia has also been suggested as a possible site of origin of pandemic influenza in humans . The prevalence of disease may help explain the rapidity with which the site of Akhetaten was subsequently abandoned. It may also explain why later generations considered the gods to have turned against the Amarna monarchs . The black plague has also been suggested due to the fact that at Amarna the traces of the plague have been found.”
– Reference: Wikipedia.org
[ix] “… Nefertiti…
"Nefertiti (تلفظ در چیزی مانند * nafrati ː TA) (ج 1370 پیش از میلاد - پ 1330 پیش از میلاد) بزرگ همسر سلطنتی (یا رئیس همسر / همسر) فرعون مصری آخناتون بود. او مادر در قانون و نامادری احتمالی توت عنخ آمون فرعون بود. Nefertiti ممکن است همچنین به عنوان فرعون در حق خود را تحت نام برای مدت کوتاهی پس از مرگ شوهرش و قبل از الحاق از توت عنخ آمون Neferneferuaten حکومت اگر چه این شناسایی شک تازه ترین پژوهش ها. نام او تقریبا "زیبا (کامل) یکی وارد کرده است" ترجمه می کند. او همچنین سهام خود را با نوع مهره دراز طلا، نام "nefer"، که او اغلب به عنوان پوشیدن بود به تصویر کشیده است. او به معروف مجسمه او ساخته شده بود، در حال حاضر در موزه Altes برلین است.
نسب Nefertiti با قطعیت شناخته شده نیست، اما در حال حاضر به طور کلی اعتقاد بر این است که او دختر AY بعد به فرعون. نظریه دیگری که برخی حمایت ها را به دست آورده Nefertiti با شناسایی میتانی پرنسس Tadukhipa را:. نام Nimerithin شده است در کتیبه های قدیمی تر، ذکر شده به عنوان نام جایگزین، اما هنوز رسما تایید شده است. همچنین پیشنهاد شده است که Nefertiti یک دختر یا خویشاوند آمنهوتپ سوم بود، و یا از اشراف تبسی بالا. یکی دیگر از تئوری مکان Nefertiti به عنوان دختر Sitamun، نیمه خواهر آمنهوتپ سوم. ملکه Iaret، مادر Sitamun بود. Iaret برگزار شد عناوین مهم ارثی که متوقف شد پس از صعود از آمنهوتپ سوم وجود دارد. Sitamun در کنار Tiye به همسر سلطنتی بزرگ بالا است، اما هیچ نشانه ای وجود دارد که او تا به حال کودکان و اگر چنین است که با آنها. برخی از شواهد بر اساس عناوین هر یک از این زنان است که نشان می دهد که آنها به نوعی به یکدیگر در خانواده اش وجود دارد ... نام او به معنی "زیبا" است. Nefertiti فقط یک خدا به نام آتن پرستش است. بسته که در آن بازسازی سلسله از فراعنه مصر باستان دنبال می شود، آخناتون شوهر خود ممکن است پدر یا برادر ناتنی Tutankhaten فرعون (که بعدا به نام Tutankhamen).
او شش دختر شناخته شده با فرعون آخناتن. این یک لیست با سال های پیشنهادی تولد:
- Meritaten : قبل از یک سال یا آغاز سال (1356 قبل از میلاد).
- Meketaten : سال 1 یا سه (1349 سال قبل از میلاد).
- Ankhesenpaaten ، بعد ملکه از توت عنخ آمون
- Neferneferuaten Tasherit: سال 6 (1344 سال قبل از میلاد)
- Neferneferure : سال 9 (1341 سال قبل از میلاد).
- Setepenre : سال 11 (1339 پیش از میلاد) ".
- مرجع: Wikipedia.org
[*] ... "توت عنخ آمون ...
"او فرزند آخناتن، همچنین به عنوان آمنهوتپ چهارم، و جزئی همسرش ملکه شناخته شده بود Kiya . عنوان ملکه Kiya "همسر تا حد زیادی محبوب از آخناتون" پس از آن امکان پذیر است که او می توانست به عهده او وارث است. حمایت از این نظریه، تصاویر بر روی دیوار مقبره در آرامگاه آخناتون نشان می دهد حامل طرفداران سلطنتی ایستاده در کنار بستر مرگ Kiya است، دامن زدن به آنچه است یا شاهزاده یا بیشتر احتمال دارد که پرستار مرطوب نگه داشتن یک کودک، که می نشان می دهد که پرستار مرطوب برگزاری پسر پادشاه باشد.
توت عنخ آمون تنها نه یا ده ساله بود، هنگامی که او فرعون و حکومت برای حدود ده سال، و او را نوزده سال در مرگ و میر است. از نظر تاریخی اهمیت توت عنخ آمون ناشی از رد خود را از نوآوری های رادیکال مذهبی معرفی شده توسط سلف او Akenhaten و آرامگاه او، منحصر به فرد، تقریبا به طور کامل در دره شاهان دست نخورده کشف شد - یکی از کامل ترین مقبره مصر باستان که تا کنون یافت شده است. به عنوان سلطنت توت عنخ آمون خود را در سال های اولیه آغاز شد، وزیر و آی جانشین او احتمالا ساخت با بسیاری از تصمیمات مهم سیاسی بود در دوران سلطنت توت عنخ آمون.
- مرجع: Wikipedia.org
[خی] ... "برادران مار" ...
"این را نمی توان overemphasized که مار یا مار هیچ نقشی ایفا می کند در آموزه ها یا آیین فراماسونری به طور منظم است. معرفی آن به عنوان یک دکمه برای پیش بند ماسونی است که به راحتی کار از تولید کنندگان لباس شاهانه یا فاخر دیده می شود. گفت: کاربردهای نمادین مار را از علاقه به دانش آموزان مذهب، esoterica، و تاریخ.
از سوی دیگر، جورج الیور می نویسد که مار "نماد قابل توجهی در فراماسونری: میله موسی به مار تغییر،" علامت مار با مصالح ... نماد روشن امید برای نجات وعده داده شده دروازه های باز بهشت را به پیروان وفادار خود را با کبودی سر خود را، و آنها پیروزمندانه باید لگدمال بر روی بدن به سجده خود را وارد کنید، "." علامت قابل توجه پیروزی مسیحیت؛ و تحمل مرجع بدون شک به وعده بعد از سقوط ناراضی خود را به آدم ساخته شده "را در جریان اصلی مسیحی اعتقادات، مار نشان دهنده وسوسه و شر: مار است که بنده شیطان است. اما این نیز تا به حال اهمیت بیشتر آن مثبت است.
در اساطیر مصر باستان، جهان را با چهار قدرت، که یکی از آنها که خورشید خدای آمون ره که در زمان شکل مار و ظهور از آب به تخم مرغ کیهانی تلقیح kneph، که توسط دیگر خدایان ساخته شد بود ایجاد شد است. در داستان دیگری به نام خدا Hathor خود را به یک مار سمی به نام Agep تبدیل و به کشته شدن ست. او همچنین محافظت از مزارع گندم که در آن روح هروس برای زندگی گفته شد، از آوردن دسته یا بافه گندم از گندم به عنوان سمبل تولد دوباره. W. در نظر گرفته می شود فرض. H. Meij نشان می دهد که این ریشه استفاده ماسونی از گوش ذرت در درجه Fellowcraft،.
در اساطیر یونان، زئوس آزاد دو عقاب که در مرکز جهان ملاقات کرد، گاهی به نام ناف زمین، است که توسط یک مار به نام Pytho محافظت شده است. نماد Serpens Candivorens، مار دم خود را گاز گرفتن، نشان دهنده چرخه بی پایان از ماهیت بین تخریب و ایجاد زندگی جدید است، و مرگ است. یونانیان نام این Ouroboros رقم. اساطیر چینی ادعا می کند که جهان مار در هم پیچیده، که نماد قدرت و حکمت خالق احاطه شده بود. در یکی دیگر از افسانه بودا توسط یک مار که خود را موظف هفت بار به دور کمر خود را مورد حمله قرار گرفت. با توجه به قدرت درونی بودا، مار می تواند او را بکشند نیست، بلکه به جای پیرو او شد.
طالع، و یا کسانی که علاقه مند به توسعه تاریخی از نجوم، اشاره می کنند که برخی از سیستم های نشانه سیزدهم فلکی شناخته شده به عنوان Ophiuchus Serpentarius، دارنده مار. این صورت فلکی نهفته است بین قوس و در ترازو، تا حدودی بیش از عقرب است. در قرن شانزدهم و هفدهم این صورت فلکی Alpheichius نامیده می شد. که به عنوان "خدا نیایش" شناخته می شود، این خانه پس از شفا دهنده افسانه ای نامگذاری شد، Ophiuchus (Asclepius). دو افعی را در دست خود را به بعد به جای روبان دوقلو در اطراف نشانه علم پزشکی که نماد پزشکان شد. "
- مرجع: freemasonry.bcy.ca / نماد / serpent.html
[XII] "... ترور کشیشان از آمین ..."
"کاهن اعظم آمون و یا اولین پیامبر از آمون کشیش بالاترین رتبه بندی در کاهنان آمون خدای مصر باستان بود.
"مایا" کشیش عالی از آمین تا سال 4 از آخناتون بود. ردفورد حدس که مایا برای Ptahmose و کوتاه است که Ptahmose از پایان دوران حکومت آمنهوتپ سوم تا آغاز زمان آخناتون بود.
"Parennefer" کشیش عالی از آمین در طول سلطنت از Tutankhamen و Horemheb بود. "
- مرجع: Wikipedia.org


















































RELATED READING
ALIEN INTERVIEW YOUTUBE CHANNEL
FRIEND US ON FACEBOOK

