
او "" من به بیگانه به عنوان مراجعه کنید. در واقع، انسان به هیچ وجه جنسی، یا روانی یا فیزیولوژیکی. "او" و نه قوی، حضور و رفتار زنانه دارند. با این حال، در شرایط فیزیولوژی، انسان "غیر جنسی" بود و تا به حال هیچ ارگان های تولید مثل داخلی یا خارجی. بدن او بیشتر شبیه به بدن یک "عروسک" و یا "روبات" بود. هیچ داخلی "اندام" وجود دارد، به عنوان بدن از سلول های بیولوژیکی ساخته شد. این نوع از سیستم "مدار" یا الکتریکی سیستم عصبی که در سراسر بدن زد، اما من نمی توانستم بفهمم چگونه آن کار می کرد.
در قد و قامت و ظاهر بدن کاملا کوتاه و ریزه اندام است. در حدود 40 اینچ قد. سر نامتناسبی بزرگ، نسبت به بازوها، پاها و تنه، که نازک بود. سه انگشت "در هر یک از دو" دست "و" پا "است که تا حدودی دارای استعداد هنری وجود دارد. [من] (پانویس) سر هیچ عملیاتی "بینی" و یا "دهان" و یا "گوش" است. فهمیدم که یک افسر فضا این نیاز ندارد به عنوان فضای جو به انجام صدا. بنابراین، صدا مربوط به اندام های حسی به درون بدن ساخته شده است. و نه نشانی از بدن نیاز به مصرف مواد غذایی، از این رو، عدم وجود یک دهان.
چشمان کاملا بزرگ است. من هرگز قادر به تعیین دقیق درجه حدت بینایی است که چشم ها قادر بودند، اما تصریح کرده است که احساس خود را از دید باید بسیار حاد بوده است. من فکر می کنم لنز را از چشم ها، که بسیار تاریک و مبهم است، همچنین ممکن است قادر به تشخیص امواج یا ذرات فراتر طیف تصویری از نور بوده است. [دوم] (پاورقی) من شک دارم که این ممکن است شامل طیف گسترده ای از طیف الکترومغناطیسی، [III] (پاورقی) و یا بیشتر است، اما من این کار را برای مطمئن نمی دانم.
وقتی که به آن نگاه من به او زل زل نگاه کردن به نظر می رسید به نفوذ حق را از طریق من، به عنوان اینکه او "چشم انداز" اشعه ایکس بود. [IV] (پانویس) که من پیدا کردم این یک کمی شرم آور، در ابتدا، تا زمانی که من متوجه شدم که او تا به حال هیچ جنسی نیت. در واقع، من فکر نمی کنم او حتی تا به حال به این فکر بود که من یا نر است یا ماده.
این بسیار آشکار است پس از مدت کوتاهی با موجودی که بدن نیاز به اکسیژن، غذا و یا آب و یا هر منبع خارجی تغذیه انرژی تبدیل شد. همانطور که یاد گرفتم بعد، در حال تامین انرژی "خود" او را، که متحرک و بدن را اداره می شود. آن را کمی ترساننده در ابتدا به نظر می رسید، اما من به این ایده استفاده می شود. این واقعا یک جسم بسیار بسیار ساده است. بسیار به آن وجود ندارد، نسبت به بدن خود ما است.
Airl به من توضیح داد که مکانیکی نیست، مانند یک روبات، و نه در آن زیستی است. این است که به طور مستقیم توسط خود را به عنوان یک موجود روحانی متحرک. با مشخصات فنی، از نقطه نظر پزشکی، من می گویند که بدن Airl حتی می تواند نامیده می شود "زنده" است. "عروسک" او شکل زندگی بیولوژیک بدن نمی باشد، [V] (پانویس) با استفاده از سلول، و غیره.
اما در هر حال پوست صاف، و یا پوشش که خاکستری رنگ بود. بدن بسیار مقاوم به تغییر در دما، شرایط جوی، و فشار بود. اندامها بسیار ضعیف بودند، بدون وضع و ترتیب ماهیچه. در فضا جاذبه وجود دارد، [VI] (پانویس) بنابراین بسیار قدرت عضلانی کمی مورد نیاز است. بدن در هنر و صنعت فضا و یا در پایین تقریبا به طور کامل مورد استفاده قرار گرفت، و یا بدون گرانش محیط. از آنجا که زمین دارای وزن سنگین، بدن قادر به راه رفتن در اطراف پاها به آن هدف واقعا مناسب نیست. پا و دست کاملا قابل انعطاف و چالاک است. "
- گزیده ای از متن مخفی بالا منتشر شده در مصاحبه کتاب بیگانه، توسط لارنس R. اسپنسر ویرایش
____________________________________________________________
های [i] "... مخصوص گرفتن و چیدن برگ ..."
"کلمه از prehendere اصطلاح لاتین مشتق شده است، به معنی" به درک. "این کیفیت از یک عضو است که برای درک یا نگه داشتن اقتباس شده است. نمونه هایی از قسمت های بدن دارای استعداد هنری شامل دم میمون های دنیای جدید و opossums، تنه از فیل ها، زبان زرافه، لب از اسب و proboscides از خوک خرطوم دار می باشد. دست از پستانداران همه دارای استعداد هنری به درجات مختلف، و بسیاری از گونه ها (حتی چند انسان) پا گیرکننده نیز. پنجه گربه نیز دارای استعداد هنری. بسیاری از مارمولک ها موجود دم دارای استعداد هنری (geckos، آفتاب پرست، و یک گونه از سقنقور). رکورد های فسیلی را نشان می دهد دم دارای استعداد هنری در مارمولک (Simiosauria) رفتن بسیاری از میلیون سال را به دوره تریاس.
قوه ماسکه سازگاری تکاملی است که فراهم گونه مزیت بزرگ طبیعی در دستکاری محیط شان را برای تغذیه، کندن، و دفاع است. آن را قادر می سازد بسیاری از حیوانات مانند پستانداران، به استفاده از ابزار به منظور تکمیل وظایف است که در غیر این صورت غیر ممکن خواهد بود و بدون آناتومی بسیار تخصصی است. به عنوان مثال، شامپانزه ها توانایی استفاده از میله های ماهی برای موریانه ها و grubs. با این حال، نه همه ارگان های مخصوص گرفتن و چیدن برگ به ابزار کاربردی استفاده از زبان زرافه، برای مثال، استفاده می شود به جای در تغذیه و رفتارهای خود تمیز کردن استفاده می شود. "
- مرجع: Wikipedia.org
[دوم] ... قادر به تشخیص امواج یا ذرات فراتر طیف تصویری از نور است. "
طیف مرئی (یا گاهی اوقات به نام طیف نوری)، بخشی از طیف الکترومغناطیسی است که قابل مشاهده است (می توان با شناسایی) چشم انسان است. تابش الکترومغناطیسی در طیف وسیعی از طول موج نور مرئی و یا به سادگی نور نامیده می شود. چشم انسان معمولی به طول موج در هوا از حدود 380 تا 750 نانومتر پاسخ می دهند. طول موج متناظر را در آب و دیگر رسانه ها توسط یک عامل برابر با ضریب شکست کاهش می یابد. از لحاظ فرکانس، این مربوط به یک گروه در مجاورت 400-790 تراهرتز است. چشم نور اقتباس به طور کلی دارای حساسیت حداکثر آن در اطراف 555 نانومتر (540 THz)، در منطقه سبز از طیف نوری است. طیف، با این حال، شامل همه corlors ها که چشم و مغز انسان می تواند تشخیص است. قهوه ای، صورتی و قرمز وجود ندارد، برای مثال، چرا که آنها نیاز به یک ترکیب طول موج های مختلف، ترجیحا فام های قرمز.
طول موج های قابل رویت به چشم نیز از طریق پنجره "نوری"، این منطقه از طیف الکترومغناطیسی که تا حد زیادی unattenuated از جو زمین عبور می کند (هر چند نور آبی پراکنده شده بیشتر از نور قرمز، که به دلیل آسمان آبی است) منتقل می کند. پاسخ چشم انسان آزمایش ذهنی تعریف شده، اما ویندوز جوی با اندازه گیری های فیزیکی تعریف شده است. "پنجره قابل مشاهده است و به اصطلاح به دلیل همپوشانی طیف پاسخ انسان قابل مشاهده است، پنجره مادون قرمز نزدیک قرار دارند فقط از پنجره پاسخ انسان، و طول موج متوسط و طول موج بلند یا دور مادون قرمز به مراتب فراتر از منطقه پاسخ انسان هستند.
چشم بسیاری از گونه درک از طول موج های مختلفی از طیف مرئی به چشم انسان است. به عنوان مثال، بسیاری از حشرات، مانند زنبورها، می تواند نور ماورای بنفش است، که بسیار مفید است برای پیدا کردن شهد گل را ببینید. به همین دلیل، گونه های گیاهی که در چرخه زندگی به گرده افشانی حشرات مرتبط ممکن است موفقیت تولیدمثلی خود را به ظاهر خود را در نور ماوراء بنفش، بدهکار به جای رنگارنگ آنها به چشم ما ظاهر می شود. "
- مرجع: Wikipedia.org
[III] "... این ممکن است شامل طیف گسترده ای از طیف الکترومغناطیسی ..."
طیف الکترومغناطیسی طیف وسیعی از تمام پرتوهای الکترومغناطیسی ممکن است. "طیف الکترومغناطیس" از یک شی (معمولا فقط طیف) توزیع مشخصه تابش الکترومغناطیسی که از آن شی است.
طیف الکترومغناطیسی گسترش از زیر فرکانس های استفاده شده برای رادیویی (در پایان طولانی طول موج) مدرن را از طریق اشعه گاما (پایان طول موج کوتاه)، پوشش طول موج را از هزاران کیلومتر به کسر اندازه یک اتم است. این تصور می کردند که از حد طول موج کوتاه به نزدیکی طول پلانک است، و از حد طول موج بلند است به اندازه خود از جهان، اگر چه در اصل از طیف نامحدود و مستمر است. "
- مرجع: Wikipedia.org
[IV] "... او زل زل نگاه کردن به نظر می رسید به نفوذ حق را از طریق من، به عنوان اینکه او تا به حال" چشم انداز "اشعه ایکس.
در داستان ساختگی، بینایی اشعه ایکس است به طور کلی به عنوان توانایی دیدن را از طریق لایه ای از اشیاء در اختیار دارنده این ابرقدرت به تصویر کشیده است. مردم اغلب به این توانایی را از طریق استفاده از اشعه X-عینک، که نوع خاصی از شوخی به دور "و یا عق زدن (gag) اسباب بازی شوخی با راز آن" اشعه ایکس خواص "ناشناخته وانمود. هدف این است که معمولا از طریق لباس، معمولا برای تعیین اگر کسی در حال حمل سلاح پنهان، اما گاهی اوقات برای هدف از دیدن بخش خصوصی یک فرد است. در عرصه های غیر داستانی، اشعه X با استفاده از عملی در بسیاری از زمینه های علمی و پزشکی. در حالی که دستگاه در حال حاضر موجود است که می تواند "دیدن" را از طریق لباس (با استفاده از امواج تراهرتز) وجود دارد، بسیاری از آنها بسیار بزرگ است. با این حال، دید در شب مجهز به دوربین های ویدئویی است که می تواند اصلاح شود تا از آن لباس در یک فرکانس پایین تر از نور مرئی وجود دارد. "
- مرجع منبع: Wikipedia.org
[V] ... "با مشخصات فنی، از نقطه نظر پزشکی، من می گویند که بدن Airl حتی می تواند نامیده می شود" زنده "است. "
"کلمه" ارگانیسم "گسترده می تواند به عنوان یک مونتاژ از مولکول هایی که به عنوان یک کل بیشتر یا کمتر، ثبات عملکرد تعریف شده و دارای خواص زندگی است. با این حال، بسیاری از منابع، لغوی و علمی، اضافه کردن شرایطی که مشکل به تعریف کلمه.
فرهنگ انگلیسی آکسفورد تعریف ارگانیسم به عنوان "[] زندگی حیوانی به صورت فردی، گیاه، و یا تک سلولی" است. این تعریف problematically مانع غیر حیوان و گیاه چند سلولی فرم های زندگی مانند برخی از قارچ ها و protista. کمتر controversially، شاید، آن را مانع ویروس ها و به لحاظ نظری، انسان ساخته شده است اشکال حیات غیر آلی است.
اتاق های مرجع اینترنتی فراهم می کند تعریف بسیار گسترده تر است: "هر ساختار، زندگی مانند یک گیاه، حیوان، قارچ یا باکتری قادر به رشد و تولید مثل". تعریف هر نوع زندگی قادر به تولید مثل مستقل، آلی و یا در غیر این صورت "در تمام زندگی همراه، شامل و همچنین امکان زندگی مصنوعی قادر به تولید مثل مستقل، اما ویروس ها، که بر روی ماشین آلات بیوشیمیایی سلول میزبان وابسته هستند حذف برای تولید مثل. بعضی ها ممکن است یک تعریف که شامل ویروس ها استفاده کنید. "
- مرجع منبع: Wikipedia.org
[VI] "... در فضا جاذبه وجود دارد ..."
"شرایط گرانش و جاذبه عمدتا قابل تعویض در استفاده روزمره است، اما در استفاده از علمی تمایز ممکن است. "گرانش" یک اصطلاح عمومی برای توصیف تاثیر جذاب است که همه اجسام با جرم بر یکدیگر اعمال است، در حالی که "جاذبه است" به طور خاص برای نیروی است که در برخی نظریهها (مانند را نیوتن) تصور می شود علت این جاذبه اشاره دارد. در مقابل، در گرانش نسبیت عام است به دلیل انحنای فضا زمان که باعث اینرسیایی و حرکت اشیاء به سمت یکدیگر شتاب است.
نظریه گرانش جهانی اسحاق نیوتن، یک قانون فیزیکی را توصیف جاذبه گرانشی میان جسم با جرم است. این بخشی از مکانیک کلاسیک است و برای اولین بار در کار نیوتن Philosophiae Naturalis اصول ریاضیات، منتشر شده در سال 1687 فرموله شد. در زبان مدرن از آن به شرح زیر آمده است:
pointing along the line intersecting both points. هر جرم نقطه جذب هر توده نکته دیگر توسط نیروی اشاره در امتداد خط متقاطع هر دو نقطه. of the two masses and inversely proportional to the square of the distance between the point masses: نیرو متناسب است به محصول از دو توده و معکوس متناسب با مجذور فاصله بین جرم های نقطه:
که در آن:
- F مقدار نیروی گرانشی بین دو نقطه جرم است،
- G ثابت گرانش است.
- M 1 جرم از جرم نقطه اول است،
- متر 2 جرم توده نکته دوم است.
- R فاصله بین دو نقطه جرم است. "
- مرجع: Wikipedia.org