RSS

بایگانی برای دسته بندی 'ارتباط افکار با یکدیگر،

مداخله بیگانه در زمین

02 ژانویه

مکالمات "با مهارت خلبان بیگانه، که من آمد به هویت" Airl "" بعد یک مرور کلی و خلاصه ای از خاطرات شخصی من است ".

احساس می کنم که این وظیفه من در این زمان، در بهترین منافع شهروندان از زمین، به فاش کردن آنچه که من از تعامل من با "Airl" آموخته شده در طول این شش هفته، در سالگرد "مرگ" او یا خروج 60 سال پیش بود.

اگر چه من به عنوان یک پرستار در نیروی هوایی ارتش خدمت می کرد، من خلبان و یا تکنسین نیست. علاوه بر این، هر گونه تماس مستقیم با هنر و صنعت فضا و یا سایر مواد بازیافت شده از محل تصادف در آن زمان، و یا پس از آن ندارد. به آن درجه است که آن را باید در نظر گرفته شده است که درک من از ارتباطات من تا به حال با "Airl" بر اساس توانایی ذهنی خود به تفسیر معنای افکار و تصاویر ذهنی من بود قادر به درک.

ارتباط ما شامل "زبان گفتاری"، در معنای متعارف. در واقع، "بدن" بیگانه "دهان" را که از طریق آن به حرف زدن نداشت. ارتباط ما توسط ارتباط افکار با یکدیگر بود. در ابتدا، من می تواند Airl را درک نمی کنند و پر واضح است. من می توانم عکس ها، احساسات و برداشت، درک بود اما مشکل را برای من بیان این شفاهی. هنگامی که Airl آموخته زبان انگلیسی، او قادر به تمرکز افکار خود را دقیق تر با استفاده از نمادها و معانی کلمات میکنم که می فهمیدم. یادگیری زبان انگلیسی به عنوان یک نعمت به من انجام شد. این بیشتر به نفع خود من از لیزا بود.

در پایان جلسات مصاحبه ما، و به طور فزاینده ای از آن به بعد، من راحت تر با ارتباط وابسته به دورهم اندیشی تبدیل شده اند. مهارت در درک افکار Airl به عنوان اینکه آنها خود من تبدیل شده اند. به هر طریقی، افکار خود را تبدیل به فکر تو هستم. احساسات او احساساتی هستند. با این حال، این است که تمایل و قصد خود برای به اشتراک گذاشتن خود، جهان و شخصی خود را با من محدود شده است. او قادر است به انتخابی چه ارتباطی به من اجازه داده تا از او دریافت خواهید کرد. به همین ترتیب، تجربه، آموزش او، آموزش و پرورش، روابط و اهداف منحصر به فرد خود را.

دامنه یک نژاد یا تمدن که Airl، بیگانه من مصاحبه، افسر، خلبان و مهندس خدمت در نیروی اعزامی دامنه است. این نماد نشان دهنده منشا و مرز نامحدودی از جهان شناخته شده است، متحد و یکپارچه به یک تمدن گسترده ای را تحت کنترل دامنه می باشد.

Airl در حال حاضر در یک پایگاه در کمربند سیارک ها که او را به عنوان "ایستگاه فضایی" در منظومه شمسی زمین اشاره مستقر شده است. اول و مهمتر از همه، Airl خودش است. ثانیا، او به طور داوطلبانه به عنوان یک افسر، خلبان و مهندس در نیروی اعزامی دامنه خدمت می کند. در آن ظرفیت او دارای وظایف و مسئولیت ها است، اما او در مرخصی است و آیند و می روند او خشنود است.

لطفا پذیرفتن این مواد و ایجاد آن به عنوان بسیاری از مردم ممکن است شناخته شده. تکرار می کنم آن است که قصد من زندگی خود را با در اختیار داشتن این ماده را به خطر اندازد نیست، و نه می توانم واقعا انتظار شما را به باور یا هر یک از آن است. با این حال، من این معنا که شما می توانید مقدار که چنین دانشی ممکن است به کسانی که مایل و قادر به رویارویی با واقعیت از آن قدردانی است.

انسان نیاز به دانستن پاسخ به پرسشهایی که در این اسناد موجود است. ما کی هستیم؟ ما آمده ایم؟ هدف ما بر روی زمین چیست؟ آیا انسان به تنهایی در جهان؟ اگر در جاهای دیگر زندگی هوشمند وجود دارد چرا آنها با ما تماس نیست؟

بسیار مهم است که مردم از درک عواقب ویرانگر به بقای روحی ​​و جسمی ما اگر ما موفق به اقدام موثر برای خنثیسازی اثرات مداخله بیگانه های بلند مدت و فراگیر بر روی زمین است.

شاید یکی از اطلاعات موجود در این اسناد به عنوان سنگ پله به آینده ای بهتر برای بشریت خدمت می کنند. من امیدوارم که شما می توانید باهوش تر، خلاق و شجاع در توزیع این اطلاعات را از من بوده اند.

ممکن است خداوند به شما برکت دهد و به روز نگه دارید.

خانم Matilda ادانل MacElroy، سرگروهبان، زنان نیروی هوایی ارتش پزشکی پارسیان، بازنشسته "

- گزیده ای از نامه پرستار MacElroy، همراه با بالا رونوشت محرمانه نظامی منتشر شده در کتاب بیگانه مصاحبه دریافت کرد.

سهم

پرواز سرنشینان بشقاب

29 مرداد

سند زیر یک کپی از یادداشت اف بی آی، که از طریق قانون آزادی اطلاعات منتشر شد، در جایی که یکی از شاهدان چشم کارکنان از یک "بشقاب پرنده" در نیومکزیکو بهبود: او "" من به بیگانه به عنوان مراجعه کنید. در واقع، انسان به هیچ وجه جنسی، یا روانی یا فیزیولوژیکی. "او" و نه قوی، حضور و رفتار زنانه دارند. با این حال، در شرایط فیزیولوژی، انسان "غیر جنسی" بود و تا به حال هیچ ارگان های تولید مثل داخلی یا خارجی. بدن او بیشتر شبیه به بدن یک "عروسک" و یا "روبات" بود. هیچ داخلی "اندام" وجود دارد، به عنوان بدن از سلول های بیولوژیکی ساخته شد. این نوع از سیستم "مدار" یا الکتریکی سیستم عصبی که در سراسر بدن زد، اما من نمی توانستم بفهمم چگونه آن کار می کرد.

در قد و قامت و ظاهر بدن کاملا کوتاه و ریزه اندام است. در حدود 40 اینچ قد. سر نامتناسبی بزرگ، نسبت به بازوها، پاها و تنه، که نازک بود. سه "انگشتان" در هر یک از دو "دست" و "پا" است که تا حدودی دارای استعداد هنری وجود دارد. [من] (پاورقی) سر هیچ عملیاتی "بینی" و یا "دهان" و یا "گوش" است. فهمیدم که یک افسر فضا این نیاز ندارد به عنوان فضای جو به انجام صدا. بنابراین، صدا مربوط به اندام های حسی به درون بدن ساخته شده است. و نه نشانی از بدن نیاز به مصرف مواد غذایی، از این رو، عدم وجود یک دهان.

چشمان کاملا بزرگ است. من هرگز قادر به تعیین دقیق درجه حدت بینایی است که چشم ها قادر بودند، اما تصریح کرده است که احساس خود را از دید باید بسیار حاد بوده است. من فکر می کنم لنز را از چشم ها، که بسیار تاریک و مبهم است، همچنین ممکن است قادر به تشخیص امواج یا ذرات فراتر طیف تصویری از نور بوده است. [دوم] (پاورقی) من شک دارم که این ممکن است شامل طیف گسترده ای از طیف الکترومغناطیسی، [III] (پاورقی) یا بیشتر است، اما من این اطمینان نمی دانیم که.

وقتی که به آن نگاه من به او زل زل نگاه کردن به نظر می رسید به نفوذ حق را از طریق من، به عنوان اینکه او تا به حال "چشم انداز" اشعه ایکس است. [IV] (پاورقی) که من پیدا کردم این یک کمی شرم آور، در ابتدا، تا زمانی که من متوجه شدم که او تا به حال هیچ نیت جنسی. در واقع، من فکر نمی کنم او حتی تا به حال به این فکر بود که من یا نر است یا ماده.

این بسیار آشکار است پس از مدت کوتاهی با موجودی که بدن نیاز به اکسیژن، غذا و یا آب و یا هر منبع خارجی تغذیه انرژی تبدیل شد. همانطور که یاد گرفتم بعد، در حال تامین انرژی "خود" او را، که متحرک و بدن را اداره می شود. آن را کمی ترساننده در ابتدا به نظر می رسید، اما من به این ایده استفاده می شود. این واقعا یک جسم بسیار بسیار ساده است. بسیار به آن وجود ندارد، نسبت به بدن خود ما است.

Airl به من توضیح داد که مکانیکی نیست، مانند یک روبات، و نه در آن زیستی است. این است که به طور مستقیم توسط خود را به عنوان یک موجود روحانی متحرک. با مشخصات فنی، از نقطه نظر پزشکی، من می گویند که بدن Airl حتی می تواند نامیده می شود "زنده" است. "عروسک" او بدن یک فرم حیات زیست شناختی نیست، [V] (پانویس) با سلول ها، و غیره.

اما در هر حال پوست صاف، و یا پوشش که خاکستری رنگ بود. بدن بسیار مقاوم به تغییر در دما، شرایط جوی، و فشار بود. اندامها بسیار ضعیف بودند، بدون وضع و ترتیب ماهیچه. در فضا جاذبه وجود دارد، [VI] (پاورقی) بنابراین بسیار قدرت عضلانی کمی مورد نیاز است. بدن در هنر و صنعت فضا و یا در پایین تقریبا به طور کامل مورد استفاده قرار گرفت، و یا بدون گرانش محیط. از آنجا که زمین دارای وزن سنگین، بدن قادر به راه رفتن در اطراف پاها به آن هدف واقعا مناسب نیست. پا و دست کاملا قابل انعطاف و چالاک است. "

گزیده ای از یادداشت های شخصی از پرستار Matilda MacElroy منتشر شده در مصاحبه ای کتاب خارجی، ویرایش شده توسط لارنس R. اسپنسر
________________________________________
پانویسها و منابع:
های [i] "... مخصوص گرفتن و چیدن برگ ..."
"کلمه از prehendere اصطلاح لاتین مشتق شده است، به معنی" به درک. "این کیفیت از یک عضو است که برای درک یا نگه داشتن اقتباس شده است. نمونه هایی از قسمت های بدن دارای استعداد هنری شامل دم میمون های دنیای جدید و opossums، تنه از فیل ها، زبان زرافه، لب از اسب و proboscides از خوک خرطوم دار می باشد. دست از پستانداران همه دارای استعداد هنری به درجات مختلف، و بسیاری از گونه ها (حتی چند انسان) پا گیرکننده نیز. پنجه گربه نیز دارای استعداد هنری. بسیاری از مارمولک ها موجود دم دارای استعداد هنری (geckos، آفتاب پرست، و یک گونه از سقنقور). رکورد های فسیلی را نشان می دهد دم دارای استعداد هنری در مارمولک (Simiosauria) رفتن بسیاری از میلیون سال را به دوره تریاس.
قوه ماسکه سازگاری تکاملی است که فراهم گونه مزیت بزرگ طبیعی در دستکاری محیط شان را برای تغذیه، کندن، و دفاع است. آن را قادر می سازد بسیاری از حیوانات مانند پستانداران، به استفاده از ابزار به منظور تکمیل وظایف است که در غیر این صورت غیر ممکن خواهد بود و بدون آناتومی بسیار تخصصی است. به عنوان مثال، شامپانزه ها توانایی استفاده از میله های ماهی برای موریانه ها و grubs. با این حال، نه همه ارگان های مخصوص گرفتن و چیدن برگ به ابزار کاربردی استفاده از زبان زرافه، برای مثال، استفاده می شود به جای در تغذیه و رفتارهای خود تمیز کردن استفاده می شود. "
- مرجع: Wikipedia.org
[دوم] ... قادر به تشخیص امواج یا ذرات فراتر طیف تصویری از نور است. "
طیف مرئی (یا گاهی اوقات به نام طیف نوری)، بخشی از طیف الکترومغناطیسی است که قابل مشاهده است (می توان با شناسایی) چشم انسان است. تابش الکترومغناطیسی در طیف وسیعی از طول موج نور مرئی و یا به سادگی نور نامیده می شود. چشم انسان معمولی به طول موج در هوا از حدود 380 تا 750 نانومتر پاسخ می دهند. طول موج متناظر را در آب و دیگر رسانه ها توسط یک عامل برابر با ضریب شکست کاهش می یابد. از لحاظ فرکانس، این مربوط به یک گروه در مجاورت 400-790 تراهرتز است. چشم نور اقتباس به طور کلی دارای حساسیت حداکثر آن در اطراف 555 نانومتر (540 THz)، در منطقه سبز از طیف نوری است. طیف، با این حال، شامل همه corlors ها که چشم و مغز انسان می تواند تشخیص است. قهوه ای، صورتی و قرمز وجود ندارد، برای مثال، چرا که آنها نیاز به یک ترکیب طول موج های مختلف، ترجیحا فام های قرمز.
طول موج های قابل رویت به چشم نیز از طریق پنجره "نوری"، این منطقه از طیف الکترومغناطیسی که تا حد زیادی unattenuated از جو زمین عبور می کند (هر چند نور آبی پراکنده شده بیشتر از نور قرمز، که به دلیل آسمان آبی است) منتقل می کند. پاسخ چشم انسان آزمایش ذهنی تعریف شده، اما ویندوز جوی با اندازه گیری های فیزیکی تعریف شده است. "پنجره قابل مشاهده است و به اصطلاح به دلیل همپوشانی طیف پاسخ انسان قابل مشاهده است، پنجره مادون قرمز نزدیک قرار دارند فقط از پنجره پاسخ انسان، و طول موج متوسط ​​و طول موج بلند یا دور مادون قرمز به مراتب فراتر از منطقه پاسخ انسان هستند.
چشم بسیاری از گونه درک از طول موج های مختلفی از طیف مرئی به چشم انسان است. به عنوان مثال، بسیاری از حشرات، مانند زنبورها، می تواند نور ماورای بنفش است، که بسیار مفید است برای پیدا کردن شهد گل را ببینید. به همین دلیل، گونه های گیاهی که در چرخه زندگی به گرده افشانی حشرات مرتبط ممکن است موفقیت تولیدمثلی خود را به ظاهر خود را در نور ماوراء بنفش، بدهکار به جای رنگارنگ آنها به چشم ما ظاهر می شود. "
- مرجع: Wikipedia.org
[III] "... این ممکن است شامل طیف گسترده ای از طیف الکترومغناطیسی ..."
طیف الکترومغناطیسی طیف وسیعی از تمام پرتوهای الکترومغناطیسی ممکن است. "طیف الکترومغناطیس" از یک شی (معمولا فقط طیف) توزیع مشخصه تابش الکترومغناطیسی که از آن شی است.
طیف الکترومغناطیسی گسترش از زیر فرکانس های استفاده شده برای رادیویی (در پایان طولانی طول موج) مدرن را از طریق اشعه گاما (پایان طول موج کوتاه)، پوشش طول موج را از هزاران کیلومتر به کسر اندازه یک اتم است. این تصور می کردند که از حد طول موج کوتاه به نزدیکی طول پلانک است، و از حد طول موج بلند است به اندازه خود از جهان، اگر چه در اصل از طیف نامحدود و مستمر است. "
- مرجع: Wikipedia.org
[IV] "... او زل زل نگاه کردن به نظر می رسید به نفوذ حق را از طریق من، به عنوان اینکه او تا به حال" چشم انداز "اشعه ایکس.
در داستان ساختگی، بینایی اشعه ایکس است به طور کلی به عنوان توانایی دیدن را از طریق لایه ای از اشیاء در اختیار دارنده این ابرقدرت به تصویر کشیده است. مردم اغلب به این توانایی را از طریق استفاده از اشعه X-عینک، که نوع خاصی از شوخی به دور "و یا عق زدن (gag) اسباب بازی شوخی با راز آن" اشعه ایکس خواص "ناشناخته وانمود. هدف این است که معمولا از طریق لباس، معمولا برای تعیین اگر کسی در حال حمل سلاح پنهان، اما گاهی اوقات برای هدف از دیدن بخش خصوصی یک فرد است. در عرصه های غیر داستانی، اشعه X با استفاده از عملی در بسیاری از زمینه های علمی و پزشکی. در حالی که دستگاه در حال حاضر موجود است که می تواند "دیدن" را از طریق لباس (با استفاده از امواج تراهرتز) وجود دارد، بسیاری از آنها بسیار بزرگ است. با این حال، دید در شب مجهز به دوربین های ویدئویی است که می تواند اصلاح شود تا از آن لباس در یک فرکانس پایین تر از نور مرئی وجود دارد. "
- مرجع منبع: Wikipedia.org
[V] ... "با مشخصات فنی، از نقطه نظر پزشکی، من می گویند که بدن Airl حتی می تواند نامیده می شود" زنده "است. "
"کلمه" ارگانیسم "گسترده می تواند به عنوان یک مونتاژ از مولکول هایی که به عنوان یک کل بیشتر یا کمتر، ثبات عملکرد تعریف شده و دارای خواص زندگی است. با این حال، بسیاری از منابع، لغوی و علمی، اضافه کردن شرایطی که مشکل به تعریف کلمه.
فرهنگ انگلیسی آکسفورد تعریف ارگانیسم به عنوان "[] زندگی حیوانی به صورت فردی، گیاه، و یا تک سلولی" است. این تعریف problematically مانع غیر حیوان و گیاه چند سلولی فرم های زندگی مانند برخی از قارچ ها و protista. کمتر controversially، شاید، آن را مانع ویروس ها و به لحاظ نظری، انسان ساخته شده است اشکال حیات غیر آلی است.
اتاق های مرجع اینترنتی فراهم می کند تعریف بسیار گسترده تر است: "هر ساختار، زندگی مانند یک گیاه، حیوان، قارچ یا باکتری قادر به رشد و تولید مثل". تعریف هر نوع زندگی قادر به تولید مثل مستقل، آلی و یا در غیر این صورت "در تمام زندگی همراه، شامل و همچنین امکان زندگی مصنوعی قادر به تولید مثل مستقل، اما ویروس ها، که بر روی ماشین آلات بیوشیمیایی سلول میزبان وابسته هستند حذف برای تولید مثل. بعضی ها ممکن است یک تعریف که شامل ویروس ها استفاده کنید. "
- مرجع منبع: Wikipedia.org
[VI] "... در فضا جاذبه وجود ندارد ..."
"شرایط گرانش و جاذبه عمدتا قابل تعویض در استفاده روزمره است، اما در استفاده از علمی تمایز ممکن است. "گرانش" یک اصطلاح عمومی برای توصیف تاثیر جذاب است که همه اجسام با جرم بر یکدیگر اعمال است، در حالی که "جاذبه است" به طور خاص برای نیروی است که در برخی نظریهها (مانند را نیوتن) تصور می شود علت این جاذبه اشاره دارد. در مقابل، در گرانش نسبیت عام است به دلیل انحنای فضا زمان که باعث اینرسیایی و حرکت اشیاء به سمت یکدیگر شتاب است.
نظریه گرانش جهانی اسحاق نیوتن، یک قانون فیزیکی را توصیف جاذبه گرانشی میان جسم با جرم است. این بخشی از مکانیک کلاسیک است و برای اولین بار در کار نیوتن Philosophiae Naturalis اصول ریاضیات، منتشر شده در سال 1687 فرموله شد. در زبان مدرن از آن به شرح زیر آمده است:
intersecting both points. هر جرم نقطه جذب هر توده نکته دیگر توسط نیروی اشاره در امتداد خط متقاطع هر دو نقطه. and inversely proportional to the square of the distance between the point masses: نیرو متناسب است به محصول از دو توده و معکوس متناسب با مجذور فاصله بین جرم های نقطه:
که در آن:
  • F مقدار نیروی گرانشی بین دو نقطه جرم است،
  • G ثابت گرانش است.
  • M 1 جرم از جرم نقطه اول است،
  • متر 2 جرم توده نکته دوم است.
  • R فاصله بین دو نقطه جرم است. "
- مرجع: Wikipedia.org
سهم

باشد افسران

27 دسامبر

alien_picture

بدن عروسک "در راه همان است که هنرپیشه ماسک و لباس می پوشد" هنر فضا IS-BEs که استفاده از عمل ". آن را مانند یک ابزار مکانیکی که از طریق آن به کار در دنیای فیزیکی است. او، و همچنین از سوی دیگر است، BEs از کلاس افسر و مافوق آنها، ساکن این "بدن عروسک" زمانی که آنها بر روی وظیفه در فضا هستند. هنگامی که آنها بر روی وظیفه نیست، آنها "ترک" بدن و عمل می کنند، فکر می کنم، در ارتباط هستند، سفر، و بدون استفاده از بدن وجود داشته باشد.

بدن از مواد مصنوعی ساخته شده از جمله سیستم الکتریکی عصبی بسیار حساس، که هر کدام می شود تنظیم خود و یا "لحن در" به طول موج های الکترونیکی است که منحصر به فرد به طول موج یا فرکانس منتشر شده توسط هر یک آیا می شود با گروه مورد همسان شدند. هر کدام از آنها می باشد که قادر به ایجاد یک فرکانس موج منحصر به فرد که آنها را بسیار شبیه به سیگنال های رادیویی با فرکانس. در بخشی از این خدمت می کند، به عنوان شناسایی مانند اثر انگشت. بدن عروسک مثل گیرنده های رادیویی است، عمل می کند. هیچ دو فرکانس و یا بدن عروسک دقیقا همان است.

اجساد هر کدام از اعضای خدمه نیز به تنظیم و متصل به سیستم عصبی "را به هنر و صنعت فضایی ساخته شده است. هنر و صنعت فضا در راه همان بدن عروسک ساخته شده است. این است که به طور خاص به فراوانی هر یک از تنظیم شده است می شود از اعضای خدمه. بنابراین، هنر و صنعت را می توان با "افکار" و یا انرژی ساطع شده است، اداره می شود. این است که واقعا بسیار ساده است، سیستم کنترل مستقیم است. بنابراین، عدم کنترل های پیچیده و یا تجهیزات ناوبری در هیئت مدیره صنایع دستی فضا وجود دارد. آنها به عنوان گسترش است، به کار گیرند. "

- گزیده ای از متن مخفی بالا منتشر شده در کتاب، مصاحبه های بیگانه

سهم

PLANET گرانش سنگین

13 دسامبر

او "" من به بیگانه به عنوان مراجعه کنید. در واقع، انسان به هیچ وجه جنسی، یا روانی یا فیزیولوژیکی. "او" و نه قوی، حضور و رفتار زنانه دارند. با این حال، در شرایط فیزیولوژی، انسان "غیر جنسی" بود و تا به حال هیچ ارگان های تولید مثل داخلی یا خارجی. بدن او بیشتر شبیه به بدن یک "عروسک" و یا "روبات" بود. هیچ داخلی "اندام" وجود دارد، به عنوان بدن از سلول های بیولوژیکی ساخته شد. این نوع از سیستم "مدار" یا الکتریکی سیستم عصبی که در سراسر بدن زد، اما من نمی توانستم بفهمم چگونه آن کار می کرد.

در قد و قامت و ظاهر بدن کاملا کوتاه و ریزه اندام است. در حدود 40 اینچ قد. سر نامتناسبی بزرگ، نسبت به بازوها، پاها و تنه، که نازک بود. سه انگشت "در هر یک از دو" دست "و" پا "است که تا حدودی دارای استعداد هنری وجود دارد. [من] (پانویس) سر هیچ عملیاتی "بینی" و یا "دهان" و یا "گوش" است. فهمیدم که یک افسر فضا این نیاز ندارد به عنوان فضای جو به انجام صدا. بنابراین، صدا مربوط به اندام های حسی به درون بدن ساخته شده است. و نه نشانی از بدن نیاز به مصرف مواد غذایی، از این رو، عدم وجود یک دهان.

چشمان کاملا بزرگ است. من هرگز قادر به تعیین دقیق درجه حدت بینایی است که چشم ها قادر بودند، اما تصریح کرده است که احساس خود را از دید باید بسیار حاد بوده است. من فکر می کنم لنز را از چشم ها، که بسیار تاریک و مبهم است، همچنین ممکن است قادر به تشخیص امواج یا ذرات فراتر طیف تصویری از نور بوده است. [دوم] (پاورقی) من شک دارم که این ممکن است شامل طیف گسترده ای از طیف الکترومغناطیسی، [III] (پاورقی) و یا بیشتر است، اما من این کار را برای مطمئن نمی دانم.

وقتی که به آن نگاه من به او زل زل نگاه کردن به نظر می رسید به نفوذ حق را از طریق من، به عنوان اینکه او "چشم انداز" اشعه ایکس بود. [IV] (پانویس) که من پیدا کردم این یک کمی شرم آور، در ابتدا، تا زمانی که من متوجه شدم که او تا به حال هیچ جنسی نیت. در واقع، من فکر نمی کنم او حتی تا به حال به این فکر بود که من یا نر است یا ماده.

این بسیار آشکار است پس از مدت کوتاهی با موجودی که بدن نیاز به اکسیژن، غذا و یا آب و یا هر منبع خارجی تغذیه انرژی تبدیل شد. همانطور که یاد گرفتم بعد، در حال تامین انرژی "خود" او را، که متحرک و بدن را اداره می شود. آن را کمی ترساننده در ابتدا به نظر می رسید، اما من به این ایده استفاده می شود. این واقعا یک جسم بسیار بسیار ساده است. بسیار به آن وجود ندارد، نسبت به بدن خود ما است.

Airl به من توضیح داد که مکانیکی نیست، مانند یک روبات، و نه در آن زیستی است. این است که به طور مستقیم توسط خود را به عنوان یک موجود روحانی متحرک. با مشخصات فنی، از نقطه نظر پزشکی، من می گویند که بدن Airl حتی می تواند نامیده می شود "زنده" است. "عروسک" او شکل زندگی بیولوژیک بدن نمی باشد، [V] (پانویس) با استفاده از سلول، و غیره.

اما در هر حال پوست صاف، و یا پوشش که خاکستری رنگ بود. بدن بسیار مقاوم به تغییر در دما، شرایط جوی، و فشار بود. اندامها بسیار ضعیف بودند، بدون وضع و ترتیب ماهیچه. در فضا جاذبه وجود دارد، [VI] (پانویس) بنابراین بسیار قدرت عضلانی کمی مورد نیاز است. بدن در هنر و صنعت فضا و یا در پایین تقریبا به طور کامل مورد استفاده قرار گرفت، و یا بدون گرانش محیط. از آنجا که زمین دارای وزن سنگین، بدن قادر به راه رفتن در اطراف پاها به آن هدف واقعا مناسب نیست. پا و دست کاملا قابل انعطاف و چالاک است. "

- گزیده ای از متن مخفی بالا منتشر شده در مصاحبه کتاب بیگانه، توسط لارنس R. اسپنسر ویرایش

____________________________________________________________

های [i] "... مخصوص گرفتن و چیدن برگ ..."

"کلمه از prehendere اصطلاح لاتین مشتق شده است، به معنی" به درک. "این کیفیت از یک عضو است که برای درک یا نگه داشتن اقتباس شده است. نمونه هایی از قسمت های بدن دارای استعداد هنری شامل دم میمون های دنیای جدید و opossums، تنه از فیل ها، زبان زرافه، لب از اسب و proboscides از خوک خرطوم دار می باشد. دست از پستانداران همه دارای استعداد هنری به درجات مختلف، و بسیاری از گونه ها (حتی چند انسان) پا گیرکننده نیز. پنجه گربه نیز دارای استعداد هنری. بسیاری از مارمولک ها موجود دم دارای استعداد هنری (geckos، آفتاب پرست، و یک گونه از سقنقور). رکورد های فسیلی را نشان می دهد دم دارای استعداد هنری در مارمولک (Simiosauria) رفتن بسیاری از میلیون سال را به دوره تریاس.

قوه ماسکه سازگاری تکاملی است که فراهم گونه مزیت بزرگ طبیعی در دستکاری محیط شان را برای تغذیه، کندن، و دفاع است. آن را قادر می سازد بسیاری از حیوانات مانند پستانداران، به استفاده از ابزار به منظور تکمیل وظایف است که در غیر این صورت غیر ممکن خواهد بود و بدون آناتومی بسیار تخصصی است. به عنوان مثال، شامپانزه ها توانایی استفاده از میله های ماهی برای موریانه ها و grubs. با این حال، نه همه ارگان های مخصوص گرفتن و چیدن برگ به ابزار کاربردی استفاده از زبان زرافه، برای مثال، استفاده می شود به جای در تغذیه و رفتارهای خود تمیز کردن استفاده می شود. "

- مرجع: Wikipedia.org

[دوم] ... قادر به تشخیص امواج یا ذرات فراتر طیف تصویری از نور است. "

طیف مرئی (یا گاهی اوقات به نام طیف نوری)، بخشی از طیف الکترومغناطیسی است که قابل مشاهده است (می توان با شناسایی) چشم انسان است. تابش الکترومغناطیسی در طیف وسیعی از طول موج نور مرئی و یا به سادگی نور نامیده می شود. چشم انسان معمولی به طول موج در هوا از حدود 380 تا 750 نانومتر پاسخ می دهند. طول موج متناظر را در آب و دیگر رسانه ها توسط یک عامل برابر با ضریب شکست کاهش می یابد. از لحاظ فرکانس، این مربوط به یک گروه در مجاورت 400-790 تراهرتز است. چشم نور اقتباس به طور کلی دارای حساسیت حداکثر آن در اطراف 555 نانومتر (540 THz)، در منطقه سبز از طیف نوری است. طیف، با این حال، شامل همه corlors ها که چشم و مغز انسان می تواند تشخیص است. قهوه ای، صورتی و قرمز وجود ندارد، برای مثال، چرا که آنها نیاز به یک ترکیب طول موج های مختلف، ترجیحا فام های قرمز.

طول موج های قابل رویت به چشم نیز از طریق پنجره "نوری"، این منطقه از طیف الکترومغناطیسی که تا حد زیادی unattenuated از جو زمین عبور می کند (هر چند نور آبی پراکنده شده بیشتر از نور قرمز، که به دلیل آسمان آبی است) منتقل می کند. پاسخ چشم انسان آزمایش ذهنی تعریف شده، اما ویندوز جوی با اندازه گیری های فیزیکی تعریف شده است. "پنجره قابل مشاهده است و به اصطلاح به دلیل همپوشانی طیف پاسخ انسان قابل مشاهده است، پنجره مادون قرمز نزدیک قرار دارند فقط از پنجره پاسخ انسان، و طول موج متوسط ​​و طول موج بلند یا دور مادون قرمز به مراتب فراتر از منطقه پاسخ انسان هستند.

چشم بسیاری از گونه درک از طول موج های مختلفی از طیف مرئی به چشم انسان است. به عنوان مثال، بسیاری از حشرات، مانند زنبورها، می تواند نور ماورای بنفش است، که بسیار مفید است برای پیدا کردن شهد گل را ببینید. به همین دلیل، گونه های گیاهی که در چرخه زندگی به گرده افشانی حشرات مرتبط ممکن است موفقیت تولیدمثلی خود را به ظاهر خود را در نور ماوراء بنفش، بدهکار به جای رنگارنگ آنها به چشم ما ظاهر می شود. "

- مرجع: Wikipedia.org

[III] "... این ممکن است شامل طیف گسترده ای از طیف الکترومغناطیسی ..."

طیف الکترومغناطیسی طیف وسیعی از تمام پرتوهای الکترومغناطیسی ممکن است. "طیف الکترومغناطیس" از یک شی (معمولا فقط طیف) توزیع مشخصه تابش الکترومغناطیسی که از آن شی است.

طیف الکترومغناطیسی گسترش از زیر فرکانس های استفاده شده برای رادیویی (در پایان طولانی طول موج) مدرن را از طریق اشعه گاما (پایان طول موج کوتاه)، پوشش طول موج را از هزاران کیلومتر به کسر اندازه یک اتم است. این تصور می کردند که از حد طول موج کوتاه به نزدیکی طول پلانک است، و از حد طول موج بلند است به اندازه خود از جهان، اگر چه در اصل از طیف نامحدود و مستمر است. "

- مرجع: Wikipedia.org

[IV] "... او زل زل نگاه کردن به نظر می رسید به نفوذ حق را از طریق من، به عنوان اینکه او تا به حال" چشم انداز "اشعه ایکس.

در داستان ساختگی، بینایی اشعه ایکس است به طور کلی به عنوان توانایی دیدن را از طریق لایه ای از اشیاء در اختیار دارنده این ابرقدرت به تصویر کشیده است. مردم اغلب به این توانایی را از طریق استفاده از اشعه X-عینک، که نوع خاصی از شوخی به دور "و یا عق زدن (gag) اسباب بازی شوخی با راز آن" اشعه ایکس خواص "ناشناخته وانمود. هدف این است که معمولا از طریق لباس، معمولا برای تعیین اگر کسی در حال حمل سلاح پنهان، اما گاهی اوقات برای هدف از دیدن بخش خصوصی یک فرد است. در عرصه های غیر داستانی، اشعه X با استفاده از عملی در بسیاری از زمینه های علمی و پزشکی. در حالی که دستگاه در حال حاضر موجود است که می تواند "دیدن" را از طریق لباس (با استفاده از امواج تراهرتز) وجود دارد، بسیاری از آنها بسیار بزرگ است. با این حال، دید در شب مجهز به دوربین های ویدئویی است که می تواند اصلاح شود تا از آن لباس در یک فرکانس پایین تر از نور مرئی وجود دارد. "

- مرجع منبع: Wikipedia.org

[V] ... "با مشخصات فنی، از نقطه نظر پزشکی، من می گویند که بدن Airl حتی می تواند نامیده می شود" زنده "است. "

"کلمه" ارگانیسم "گسترده می تواند به عنوان یک مونتاژ از مولکول هایی که به عنوان یک کل بیشتر یا کمتر، ثبات عملکرد تعریف شده و دارای خواص زندگی است. با این حال، بسیاری از منابع، لغوی و علمی، اضافه کردن شرایطی که مشکل به تعریف کلمه.

فرهنگ انگلیسی آکسفورد تعریف ارگانیسم به عنوان "[] زندگی حیوانی به صورت فردی، گیاه، و یا تک سلولی" است. این تعریف problematically مانع غیر حیوان و گیاه چند سلولی فرم های زندگی مانند برخی از قارچ ها و protista. کمتر controversially، شاید، آن را مانع ویروس ها و به لحاظ نظری، انسان ساخته شده است اشکال حیات غیر آلی است.

اتاق های مرجع اینترنتی فراهم می کند تعریف بسیار گسترده تر است: "هر ساختار، زندگی مانند یک گیاه، حیوان، قارچ یا باکتری قادر به رشد و تولید مثل". تعریف هر نوع زندگی قادر به تولید مثل مستقل، آلی و یا در غیر این صورت "در تمام زندگی همراه، شامل و همچنین امکان زندگی مصنوعی قادر به تولید مثل مستقل، اما ویروس ها، که بر روی ماشین آلات بیوشیمیایی سلول میزبان وابسته هستند حذف برای تولید مثل. بعضی ها ممکن است یک تعریف که شامل ویروس ها استفاده کنید. "

- مرجع منبع: Wikipedia.org

[VI] "... در فضا جاذبه وجود دارد ..."

"شرایط گرانش و جاذبه عمدتا قابل تعویض در استفاده روزمره است، اما در استفاده از علمی تمایز ممکن است. "گرانش" یک اصطلاح عمومی برای توصیف تاثیر جذاب است که همه اجسام با جرم بر یکدیگر اعمال است، در حالی که "جاذبه است" به طور خاص برای نیروی است که در برخی نظریهها (مانند را نیوتن) تصور می شود علت این جاذبه اشاره دارد. در مقابل، در گرانش نسبیت عام است به دلیل انحنای فضا زمان که باعث اینرسیایی و حرکت اشیاء به سمت یکدیگر شتاب است.

نظریه گرانش جهانی اسحاق نیوتن، یک قانون فیزیکی را توصیف جاذبه گرانشی میان جسم با جرم است. این بخشی از مکانیک کلاسیک است و برای اولین بار در کار نیوتن Philosophiae Naturalis اصول ریاضیات، منتشر شده در سال 1687 فرموله شد. در زبان مدرن از آن به شرح زیر آمده است:

pointing along the line intersecting both points. هر جرم نقطه جذب هر توده نکته دیگر توسط نیروی اشاره در امتداد خط متقاطع هر دو نقطه. of the two masses and inversely proportional to the square of the distance between the point masses: نیرو متناسب است به محصول از دو توده و معکوس متناسب با مجذور فاصله بین جرم های نقطه:

که در آن:

  • F مقدار نیروی گرانشی بین دو نقطه جرم است،
  • G ثابت گرانش است.
  • M 1 جرم از جرم نقطه اول است،
  • متر 2 جرم توده نکته دوم است.
  • R فاصله بین دو نقطه جرم است. "

- مرجع: Wikipedia.org

سهم

ماموران آن را با عروسک

02 مرداد

“The space craft is operated by IS-BEs who use “doll bodies” in much the same way that an actor wears a mask and costume. It is a like a mechanical tool through which to operate in the physical world. She, as well as all of the other IS-BEs of the officer class and their superiors, inhabit these “doll bodies” when they are on duty in space. When they are not on duty, they “leave” the body and operate, think, communicate, travel, and exist without the use of a body.

بدن از مواد مصنوعی ساخته شده از جمله سیستم الکتریکی عصبی بسیار حساس، که هر کدام می شود تنظیم خود و یا "لحن در" به طول موج های الکترونیکی است که منحصر به فرد به طول موج یا فرکانس منتشر شده توسط هر یک آیا می شود با گروه مورد همسان شدند. هر کدام از آنها می باشد که قادر به ایجاد یک فرکانس موج منحصر به فرد که آنها را بسیار شبیه به سیگنال های رادیویی با فرکانس. در بخشی از این خدمت می کند، به عنوان شناسایی مانند اثر انگشت. بدن عروسک مثل گیرنده های رادیویی است، عمل می کند. هیچ دو فرکانس و یا بدن عروسک دقیقا همان است.

اجساد هر کدام از اعضای خدمه نیز به تنظیم و متصل به سیستم عصبی "را به هنر و صنعت فضایی ساخته شده است. هنر و صنعت فضا در راه همان بدن عروسک ساخته شده است. این است که به طور خاص به فراوانی هر یک از تنظیم شده است می شود از اعضای خدمه. بنابراین، هنر و صنعت را می توان با "افکار" و یا انرژی ساطع شده است، اداره می شود. این است که واقعا بسیار ساده است، سیستم کنترل مستقیم است. بنابراین، عدم کنترل های پیچیده و یا تجهیزات ناوبری در هیئت مدیره صنایع دستی فضا وجود دارد. آنها به عنوان گسترش است، به کار گیرند. "

- گزیده ای از رونوشت مخفی مصاحبه بالا راسول، 1947، pulished شده در این کتاب، "مصاحبه بیگانه"

سهم

TELEPATHY IS UNEARTHLY

26 May

notofthisearth

“It is no measure of health to be well adjusted to a profoundly sick society”.

- (Jiddu Krishnamurti (May 12, 1895 – February 17, 1986. He was a well-known writer and speaker on fundamental philosophical and spiritual subjects. His subject matter included (but was not limited to): the purpose of meditation, human relationships, and how to enact positive change in global society.)

As with nearly ALL of the persons named in the transcripts published in the book “Alien Interview”, including Krishnamurti, these persons proved to be real people who were living and accessable to Roswell in July-August of 1947 when the interviews took place. Below is a section of the transcript that mentions Krishnamurti:

“Later that day, it was decided that several other people would attempt to ask questions of the alien. However, in spite of several attempts by different “experts”, no one else was ever able to get any communication at all from the alien. Over the next several days a psychic research scientist from back East was flown to the base to interview the alien. Her name was Gertrude something or other. I don't recall the last name. On another occasion an Indian clairvoyant named Krishnamurti came to the base to try to communicate with the alien . Neither one was successful at getting the alien to communicate anything. I was personally not able to communicate telepathically with either of these people either, although I did think that Mr. Krishnamurti was a very kind and intelligent gentleman. Finally, it was decided that I should be left with the alien by myself to see if I could get any answers.”

- Excerpted from the transcripts in the book “Alien Interview”.

سهم

WHAT IF ALIENS DON'T HAVE BODIES?

29 Apr

troll_fell

According to the transcripts published in the book, “Alien Interview”, the extraterrestrial saucer pilot, engineer and officer of “The Domain” communicated telepathically with Matilda MacElroy. Although the alien occupied a non-biological body, it was able to leave the body as a spiritual entity, or “IS-BE” ( I mmortal S piritual BE ing) and return to the base of operations in the asteroid belt surrounding Earth. According to the alien, all people on Earth, as well as throughout the universes, have one underlying common factor: each one is an IS-BE.

The characteristics of an IS-BE are spiritual. According to the transcripts the ability to travel and communicate without the use of a body are commonplace throughout The Domain. Perhaps this phenomenon explains many of the “out-of-body” experiences reported by so many people. It may also explain much of the “alien abduction” experiences so many people claim to have experienced.

Airl, the alien interviewed in the transcripts also says that people, as prisoners on Earth, were sent to Earth as IS-BEs. That is, they are transported to Earth as an IS-BE, not in a body. Subsequently, they are continually influenced, misguided, given amnesia and covertly manipulated by their captors to believe that “reality” is entirely different that what is in actuality. Do we ever “see” any physical evidence of this activity? Do we ever “see” aliens directing the actions of people on Earth in physical bodies? There are reports of such things, but the vast majority of people on Earth are not aware of anything happening to them.

If aliens communicate and travel primarily as spiritual beings, perhaps our efforts to quantify alien contact with Earth should not be limited to pictures or videos of UFOs. Perhaps the true evidence of alien contact is really the person, subjective, telepathic experiences that people on Earth experience. Our search for “evidence” of alien contact may be misguided and misdirected to the degree that “proof” is defined in Western civilization only and solely in physical terms.

Einstein spent his life searching for a “unified field”, but never discovered it. Essentially, he was looking for the most fundamental factors that underlay the creation and substance of a universe. However, his search was limited to physical universe language and mathematical symbols, which are, by definition, not spiritual in nature.

If we ask the wrong questions, we don't get the right answers….

سهم
بدون نظر

ارسال شده در in Alien Observations , IS-BE , telepathy

گیاهخوار